مدتي يگانه رسالهٴ عربي چشمپزشكي قابل دسترس در جهان لاتيني بود، ولي در رسالههاي عمومي، معلومات چشمپزشكي بيشتري وجود داشت. مخصوصاً در كتابالملكي علي بن عباس اهوازي كه پيش از نيمهٴ سدهٴ دوازدهم، تمام آن را ميشد به زبان لاتيني مطالعه كرد.
قديميترين نويسندگان لاتيني در باب بيماريهاي چشم، يعني بنوتوس گراسوس (يا گرافيوس) بيتالمقدس، زكرياي قسطنطيني، داود ارمني كه ظاهراً همگي با مكتب سالرنو مربوط بودهاند، معلومات عربي خود را بيشتر از كتاب حنين كسب كردند. گرچه، ممكن است داود قادر به خواندن آثار عربي بوده و از اين رو به مآخذ ديگر دست يافته است.
در حدود سال 1159، يك مسيحي اهل طليطله به نام الكواتيم رسالهٴ جديدي تأليف كرد موسوم به مجموعهٴ
چشمپزشكي كه در اصل به عربي نوشته شده يا از روي ترجمههاي آثار عربي ترتيب يافته بود. ميتوان گفت اين امر، مانند در دسترس بودن ترجمهٴ كامل
كتابالملكي، عصر تازهاي را در تاريخ چشمپزشكي اروپا گشود. مهمترين رسالهٴ لاتيني اين دورهٴ دوم، كتاب بيماريهاي چشم
تأليف پدروي اسپانيايي بود. مأخذ اصلي پدرو كتابالملكي بود، او برخي رسالههاي لاتيني را هم كه حاوي سنتهاي چشمپزشكي بومي بود، و همچنين آثار كيمياگران را در باب خواص شفابخش دوازده آب مورد استفاده قرار داد. احتمالاً دو رسالهٴ لاتيني ديگر مربوط به همان عصر است (يعني نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم).1 باز رسالهٴ ديگري از آن عصر داريم از پير ليموژي (حدود 1272)، بهنام اخلاق چشمپزشك. گرچه، اين كتاب بيشتر منظور اخلاقي دارد تا پزشكي، حاوي توصيفي از چشم و شرح كوتاهي در باب بيماريهاي چشم و معالجهٴ آنهاست. سرانجام، بايد ذكري كرد از رسالهٴ مختصر در راهنمايي معالجهٴ چشم تأليف آرنولد ويلانووايي، گرچه اين رساله مربوط به حوالي سال 1308، است. قسمت فني آن تماماً از قرابادين ماسويه مارديني رونويسي شده.